تحولات منطقه

حجت‌الاسلام امیری‌طیبی با تشریح شاخص‌های «مردم مبعوث» در ادبیات امام شهید، بعثت را آغازی بر مأموریت‌پذیری خودجوش آحاد جامعه خواند؛ مردمی که انفعال را پس می‌زنند و با حضور آگاهانه و راهگشا در صحنه، خود هدایت‌گر مسیر پیشرفت می‌شوند.

از انفعال تا رهبری میدان؛ جوشش مأموریت در سیمای «ملت مبعوث»
زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه

در اندیشه «رهبر شهید انقلاب»، مردم نه صرفاً مخاطبان تصمیم‌های حاکمیت و نه بازیگرانی محدود به عرصه انتخابات، بلکه یکی از ارکان اصلی تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی و استمرار حکمرانی دینی هستند. بر این اساس، مفاهیمی همچون مردم‌سالاری دینی، ولایت، وحدت ملی و سرمایه اجتماعی در پیوند با نقش‌آفرینی مردم معنا پیدا می‌کنند؛ مردمی که با حضور آگاهانه، مسئولیت‌پذیری و مشارکت در عرصه‌های مختلف، مسیر حرکت جامعه به سوی اهداف اسلامی را هموار می‌کنند. در این منظومه فکری، تعبیر «مردم مبعوث» بیانگر جوشش یک مأموریت از درون جامعه و عبور از انفعال به کنشگری اجتماعی است؛ رویکردی که در کنار تأکید بر اصالت رأی و اراده مردم، بر ضرورت تقویت پیوندهای اجتماعی و جلوگیری از تحمیل اراده خواص بر جامعه نیز تأکید دارد.

در همین راستا، با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد امیری‌طیبی، استاد حوزه و دانشگاه، درباره جایگاه مردم در اندیشه رهبر شهید انقلاب، نسبت ولایت و مردم‌سالاری دینی، نقش حضور مردم در تحقق و استمرار حکومت اسلامی و ضرورت تقویت وحدت ملی و سرمایه اجتماعی، گفت‌وگو کردهایم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانیم.

با توجه به اینکه برخی شخصیت‌های سیاسی برای مردم در حکومت دینی نقشی بیشتر تشریفاتی و تزیینی قائل هستند، رهبر شهید انقلاب همواره بر اصالت نقش مردم تأکید داشتند. مبانی این دیدگاه چیست و جایگاه مردم در منظومه فکری ایشان چگونه تعریف می‌شود؟

این نگاه در اندیشه امام شهید ما ریشه در مبانی دینی دارد. از منظر این مبانی، پیشران قدرت در جامعه دینی، پیوندهای اجتماعی مردم با یکدیگر است. هر جا این پیوندها شکل بگیرد و تقویت شود، منشأ قدرتی در جامعه ایجاد می‌شود که اجازه نمی‌دهد دشمن به‌آسانی به جامعه اسلامی آسیب برساند.

در همین زمینه، امیرالمؤمنین(ع) در سیره حکومتی خود نشان دادند که سیاست‌ورزی، بدون توجه به مبانی اخلاقی و همراهی مردم، نمی‌تواند مبنای اداره جامعه قرار گیرد. هنگامی که به ایشان پیشنهاد می‌شد با سیاست‌ورزی و تدبیرهای متداول، بدون نیاز به همراهی و انتخاب مردم، امور را پیش ببرند، حضرت بر این نکته تأکید داشتند که «و اللّه ما معاویة بأدهی منّی، وَ لکِنَّهُ یَغْدِرُ وَ یَفْجُرُ وَ لَوْلَا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَی النَّاسِ؛ به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر و زیرک‌تر نیست؛ ولی او نیرنگ می‌زند و مرتکب انواع گناه می‌شود (سیاستش بی‌قیدوشرط است و هرکار خلافی را برای پیشبرد اهداف سیاسی خود مجاز می‌شمرد). اگر غدر و خیانت ناپسند نبود من سیاستمدارترین مردم بودم»، اما تقوا اجازه نمی‌دهد برای رسیدن به هدف، از هر روشی استفاده کنند.

خط فکری امیرالمؤمنین(ع) بر همراهی با مردم و صبر برای ارتقای عقلانیت آنان استوار بود. در تعابیر منقول از ایشان در نهج‌البلاغه نیز می‌توان این رویکرد را مشاهده کرد؛ به این معنا که برخی امور و برنامه‌ها به دلیل فراهم نبودن همراهی و آمادگی مردم، امکان تحقق پیدا نمی‌کرد.

این مبانی در اندیشه امام خمینی(ره) و رهبران انقلاب اسلامی نیز امتداد پیدا کرده است؛ به‌گونه‌ای که ایجاد پیوند اجتماعی میان مردم و فراهم کردن زمینه نقش‌آفرینی آنان در سطوح مختلف، از اصول اساسی این تفکر به شمار می‌رود.

ایکنا ـ این نگاه چه جایگاهی در مسیر شکل‌گیری و تکامل انقلاب اسلامی دارد؟ آیا می‌توان گفت مردم از ابتدا تا مراحل بعدی انقلاب، نقش محوری داشته‌اند؟

بله، اساساً پارادایم انقلاب اسلامی از ابتدا تا انتها بر مدار مردم شکل گرفته است. ما در این مسیر، یک خط سیر تمدنی داریم که با یک نهضت مردم‌بنیاد برای اقامه اسلام آغاز شد (همان انقلاب اسلامی) و در مرحله بعد به شکل‌گیری نظام اسلامی انجامید؛ نظامی که با انتخاب مردم و رأی آنان در روز جمهوری اسلامی، هویت سیاسی مشخصی پیدا کرد.

پس از آن، وارد مرحله دولت‌سازی و جامعه‌پردازی شدیم. در این مراحل نیز مردم نقش محوری دارند؛ به این معنا که نرم‌افزارهای حکمرانی بر مدار اندیشه دینی شکل می‌گیرند، سبک زندگی اصلاح می‌شود و جامعه در مسیر تحقق اهداف اسلامی حرکت می‌کند تا در نهایت به آستانه تمدن اسلامی برسیم.

بنابراین، مردم صرفاً در نقطه آغاز انقلاب یا هنگام شکل‌گیری نظام اسلامی نقش ندارند، بلکه در تمام مراحل این حرکت تمدنی، از نهضت‌سازی و نظام‌سازی تا دولت‌سازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی، حضور و نقش‌آفرینی آنان ضروری است.

رهبر شهید انقلاب نیز در این زمینه بسیار حساس بودند و همواره بر ضرورت حفظ جایگاه واقعی مردم در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور تأکید داشتند.

ایکنا ـ حساسیت رهبر شهید انقلاب نسبت به رأی مردم در مقاطع حساس سیاسی، از جمله انتخابات سال ۱۳۸۸، چگونه خود را نشان داد؟

کسانی که حوادث سال ۱۳۸۸ را به یاد دارند، می‌دانند یکی از موضوعاتی که رهبر شهید انقلاب با آن مقابله می‌کردند، تلاش برای نادیده گرفتن رأی و اراده مردم بود. در جلسه‌ای که به «جلسه من مدیر جلسه‌ام» معروف شد، برخی افراد به ایشان گفته بودند که حداقل خواسته آنان ابطال انتخابات است.

پاسخ و موضع رهبر شهید در آن مقطع، بیانگر اهمیت بنیادین رأی مردم در نظام اسلامی بود. تأکید ایشان این بود که تا زمانی که من زنده هستم، کسی نمی‌تواند اراده خود را بر اراده مردم مقدم بداند.

این رویکرد نشان می‌دهد که از نظر ایشان، رأی مردم یک موضوع مقطعی یا صرفاً انتخاباتی نبود، بلکه بخشی از مبانی حکمرانی دینی به شمار می‌رفت. به همین دلیل، در بزنگاه‌های انتخاباتی، میزان مشارکت مردم و حضور آنان در صحنه همواره برای ایشان اهمیت داشت.

ایکنا ـ آیا نقش مردم در اندیشه رهبر شهید انقلاب به انتخابات محدود می‌شد یا ایشان برای مردم در عرصه‌های دیگر نیز مسئولیت و نقش قائل بودند؟

نقش‌آفرینی مردم در اندیشه ایشان بسیار گسترده‌تر از حضور در انتخابات بود. رهبر شهید انقلاب در عرصه‌های مختلف، متناسب با اقتضائات هر حوزه، برای مردم نقش تعریف می‌کردند و از آنان می‌خواستند مسئولیت خود را در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بر عهده بگیرند.

امروز نیز در پیام‌های مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله العظمی سید مجتبی حسینی خامنه‌ای می‌توان این رویکرد و تأکید بر نقش‌سپاری به مردم را مشاهده کرد. برای نمونه، در عرصه‌های فرهنگی، بر ضرورت ورود نیروهای مردمی و انجام فعالیت‌های مسئولانه و مؤثر تأکید می‌شود. البته تعبیر «آتش‌به‌اختیار» در این زمینه، ناظر به فعالیت فرهنگی تمیز، مسئولانه و متناسب با چارچوب‌های مورد نظر است.

در حوزه‌های دیگر نیز ممکن است نقش مردم متفاوت باشد؛ برای مثال، در برخی عرصه‌ها وظیفه اصلی مردم، نظارت، مطالبه‌گری و پیگیری عملکرد مسئولان است. بنابراین، نقش مردم متناسب با ماهیت هر حوزه تعریف می‌شود و نمی‌توان برای همه عرصه‌ها یک الگوی یکسان در نظر گرفت.

نکته مهم این است که در این نگاه، مردم صرفاً مخاطب تصمیم‌های حاکمیت نیستند، بلکه در حوزه‌های گوناگون، مسئولیت و نقش مشخصی بر عهده دارند.

رهبر شهید انقلاب در مواردی که میان نظر و خواست مردم با ارزیابی و تشخیص خودشان تفاوت وجود داشت، چه رویکردی اتخاذ می‌کردند؟

یکی از جلوه‌های مهم این رویکرد، صبر برای ارتقای عقلانیت مردم و همراهی با آنان بود؛ حتی در مواردی که برخی از علاقه‌مندان به ایشان نیز ممکن بود نتوانند به‌راحتی با این رویکرد همراه شوند.

برای نمونه، در موضوع برجام، رهبر شهید انقلاب نسبت به پیامدها و نتایج آن انتقاد داشتند و آن را تجربه‌ای پرهزینه و بی‌نتیجه ارزیابی می‌کردند؛ با این حال، با توجه به خواست مردم و مسیری که در آن مقطع شکل گرفته بود، بر این رویکرد تأکید داشتند که باید این تجربه انجام شود و در عین حال، تلاش کرد آسیب‌های آن به حداقل برسد.

این مسئله نشان می‌دهد که همراهی با مردم و احترام به انتخاب آنان، در اندیشه ایشان یک اصل مهم بود؛ حتی اگر ارزیابی شخصی ایشان نسبت به نتیجه یک تصمیم یا مسیر سیاسی متفاوت بود.

نمونه دیگر، تأکید بر ضرورت احترام به نتیجه انتخابات است. هنگامی که یک نامزد ریاست‌جمهوری با اختلافی نزدیک به ۸۰۰ هزار رأی پیروز می‌شود، رأی مردم باید به‌عنوان حق‌الناس مورد توجه قرار گیرد. این تأکیدها نشان می‌دهد که جایگاه مردم در اندیشه رهبر شهید انقلاب، ریشه در یک مبنای فکری و اعتقادی داشت، نه ملاحظات مقطعی سیاسی.

با توجه به این مباحث، مردم‌سالاری دینی در اندیشه رهبر شهید انقلاب چه معنایی دارد و چه تفاوتی با برداشت‌های صرفاً تشریفاتی از مشارکت مردم پیدا می‌کند؟

مردم‌سالاری دینی به این معناست که حکمرانی دینی با مردم و بر پایه نقش‌آفرینی آنان شکل می‌گیرد؛ البته این نقش‌آفرینی در چارچوب‌ها و ضوابطی قرار دارد که دین تعیین می‌کند.

در این الگو، نه می‌توان مردم را از فرایند حکمرانی کنار گذاشت و اراده آنان را نادیده گرفت و نه می‌توان چارچوب‌های دینی را از حکمرانی حذف کرد. مردم‌سالاری دینی، پیوند میان نقش واقعی مردم و مبانی و ارزش‌های اسلامی است.

آنچه در اندیشه رهبر شهید انقلاب اهمیت داشت، این بود که مردم در همه مراحل حرکت انقلاب اسلامی، از شکل‌گیری نظام تا اداره جامعه و پیشبرد اهداف تمدنی، نقش‌آفرین باشند. بنابراین، مردم‌سالاری دینی به حضور تشریفاتی مردم در ساختار سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه بر مشارکت واقعی، مسئولیت‌پذیری و نقش‌آفرینی آنان در عرصه‌های مختلف استوار است.

امروز نیز این مسئله وارد عرصه جدیدی شده است؛ عرصه‌ای که می‌توان آن را با تعبیر «مردم مبعوث» توضیح داد.

شما از مفهوم «مردم مبعوث» در اندیشه رهبر شهید انقلاب سخن گفتید. این مفهوم چه معنایی دارد و چه نسبتی با جلوگیری از تحمیل اراده خواص بر مردم پیدا می‌کند؟

بعثت در ادبیات امام شهید، به معنای جوشش یک مأموریت از درون مردم است؛ مردمی که به میدان می‌آیند، اقدام می‌کنند و در عرصه‌های مختلف نقش‌آفرینی و حتی رهبری می‌کنند. بنابراین، مردم مبعوث، مردمی منفعل نیستند، بلکه خود را صاحب مأموریت می‌دانند و برای تحقق آن به میدان می‌آیند.

نقطه مقابل این مفهوم، صرفاً یک امت بی‌تحرک نیست، بلکه می‌تواند به وضعیتی منجر شود که در آن، خواص اراده خود را بر مردم تحمیل کنند. رهبر شهید انقلاب بر اصالت نقش مردم تأکید داشتند تا اجازه ندهند اراده گروهی از خواص، جایگزین اراده عمومی شود.

در همین زمینه، یکی از تعابیر ایشان درباره عید غدیر این است که غدیر، عید دخالت اراده مردم در امر سیاست است. بر این اساس، یکی از کارکردهای ولایت و شاید اصلی‌ترین کارکرد آن، این است که زمینه‌ای فراهم کند تا اراده هیچ فرد یا گروهی بر اراده مردم برتری پیدا نکند. بنابراین، ولایت در این نگاه نه در تقابل با نقش‌آفرینی مردم، بلکه در جهت صیانت از آن معنا پیدا می‌کند.

با توجه به این مباحث، آیا می‌توان گفت حضور و بعثت مردم در تحقق و استمرار حکومت اسلامی نقشی اصیل دارد؟ نسبت مشروعیت الهی حکومت با نقش مردم در این منظومه فکری چگونه تعریف می‌شود؟

این برداشت را باید با یک تفکیک مهم توضیح داد. مشروعیت، منشأ الهی دارد؛ اما این مشروعیت برای آنکه در جامعه اقامه شود، باید عملیاتی و در عرصه اجتماعی محقق شود. تحقق عملی آرمان‌های دینی بدون حضور مردم و نقش‌آفرینی آنان امکان‌پذیر نیست.

برای نمونه، امیرالمؤمنین(ع) با وجود جایگاه و مشروعیت الهی خود، برای اقامه آرمان‌های دینی در جامعه به همراهی مردم نیاز داشتند. بنابراین، میان اصل مشروعیت و امکان تحقق و اجرای آن در جامعه باید تفاوت قائل شد.

از این منظر، مردم در تحقق عملی حکومت دینی و استمرار آن نقشی بنیادین دارند. اگر مردم در میدان حضور نداشته باشند و مسئولیت خود را در قبال تحقق آرمان‌های دینی ایفا نکنند، بسیاری از اهداف حکومت اسلامی در عرصه عمل محقق نخواهد شد.

نسبت میان ولایت و مردم‌سالاری در اندیشه رهبر شهید انقلاب چگونه تعریف می‌شود؟ آیا این دو مفهوم در تقابل با یکدیگر قرار دارند یا می‌توان آنها را در منظومه‌ای واحد فهم کرد؟

برای توضیح این نسبت، باید میان دو سطح از ولایت تمایز قائل شویم؛ یکی ولایت طولی، یعنی رابطه مردم با ولی خدا و دیگری ولایت میان خود مردم «بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» که در قالب پیوندها و روابط اجتماعی شکل می‌گیرد.

اگر ولایت میان مردم تقویت شود و پیوندهای اجتماعی آنان به سطح مطلوبی برسد، زمینه برای تحقق ولایت طولی نیز فراهم‌تر می‌شود و اراده ولی خدا در جامعه معطل نمی‌ماند.

برای توضیح ساده‌تر این موضوع، می‌توان به مضمون روایتی از امام زمان(عج) اشاره کرد که در آن، اجتماع و همدلی شیعیان در وفای به عهد، زمینه‌ساز دیدار معرفی شده است «وَلَوْ اَنَّ اشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَی اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَاَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا؛ اگر شیعیان ما که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می‌داشتند و عهد و پیمان را محترم می‌شمردند، قطعا سعادت دیدار ما به تاخیر نمی‌افتاد». بر اساس این مضمون، اگر شیعیان به همگرایی و همدلی لازم برسند و در عمل به عهد و مسئولیت خود پایبند باشند، مانعی برای تحقق آن وعده باقی نمی‌ماند.

امروز نیز به‌هم‌پیوستگی مردم، اتحاد آنان و حضور اجتماعی‌شان، از نشانه‌های توان و نماد قدرت بسیج‌کنندگی امام جامعه است. هنگامی که جامعه بتواند در مسیر اهداف مشترک به میدان بیاید، مسئولیت بپذیرد و برای تحقق آن اهداف آمادگی داشته باشد، ظرفیت قدرت و اثرگذاری آن افزایش می‌یابد.

از این منظر، حضور مردم در میدان‌های اجتماعی یکی از جلوه‌های پیوند میان امام و امت است. هر اندازه این پیوند و جان‌فدایی‌هایی تقویت شود، ظرفیت جامعه برای ایستادگی در برابر تهدیدها و پیشبرد اهدافش بیشتر خواهد شد. در مقابل، هر عاملی که به این پیوند اجتماعی و مشارکت عمومی آسیب وارد کند، می‌تواند به نقطه‌ای از آسیب‌پذیری جامعه تبدیل شود.

در شرایطی که جامعه با بحران‌ها و تهدیدهای خارجی و همچنین برخی تنش‌های داخلی روبه‌روست، نقش مردم در حفظ و استمرار نظام اسلامی چگونه تعریف می‌شود؟ آیا حضور مردم صرفاً یک وظیفه سیاسی است یا بخشی از هویت حکمرانی دینی به شمار می‌رود؟ بی‌تفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟

این مسئله فقط به جامعه دینی اختصاص ندارد، بلکه در ادبیات توسعه نیز درباره آن بحث شده است. در نظریه‌های توسعه، یکی از عوامل مهم پیشرفت یا عقب‌ماندگی، شکل‌گیری هویت ملی و میزان پیوستگی اجتماعی است. هنگامی که افراد جامعه از نوعی هویت مشترک برخوردار باشند و بتوانند بر اساس آن نقش‌آفرینی کنند، این همبستگی می‌تواند زمینه‌ساز جهش و پیشرفت شود؛ در مقابل، ضعف پیوندهای اجتماعی ممکن است مانع تحقق ظرفیت‌های جامعه شود.

اما در اندیشه دینی، این مسئله در چارچوب هویت امام و امت صورت‌بندی می‌شود. میان امام و امت، نوعی هم‌افقی و پیوند سرنوشت شکل می‌گیرد که در آن، سرنوشت جامعه و حاکمیت از یکدیگر جدا نیست.

یکی از تفاوت‌های مهم میان برخی رویکردهای جامعه‌شناختی متعارف و جامعه‌شناسی دینی نیز در همین نقطه است. در برخی تحلیل‌های متعارف، دولت و جامعه به‌مثابه دو حوزه متمایز و حتی در تقابل با یکدیگر بررسی می‌شوند؛ اما در اندیشه دینی، امام و امت در یک منظومه به‌هم‌پیوسته قرار دارند و هویت، ماندگاری، تاب‌آوری و قدرت اثرگذاری نظام دینی با نقش‌آفرینی مردم ارتباط مستقیم پیدا می‌کند. امام، مغناطیس اتصال دهنده مردم است.

در این منظومه، امام جامعه نقش محوری در پیوند دادن مردم دارد و مردم نیز با حضور و مشارکت خود، زمینه تحقق اهداف و آرمان‌های مشترک را فراهم می‌کنند. بنابراین، حضور مردم را نمی‌توان صرفاً به انجام یک وظیفه سیاسی محدود کرد؛ این حضور بخشی از هویت جمعی جامعه دینی و از عوامل مؤثر در استمرار و توانمندی آن است.

با توجه به تأکید رهبر شهید انقلاب بر نقش مردم و ضرورت بازخوانی این بخش از اندیشه ایشان، این دیدگاه چه نسبتی با تقویت وحدت ملی و افزایش سرمایه اجتماعی دارد؟ مسئولان، صاحبان تریبون، خطبا و دیگر افراد اثرگذار چه وظیفه‌ای در آگاهی‌بخشی، بصیرت‌افزایی و تقویت همبستگی مردم دارند؛ به‌ویژه با توجه به استمرار حضور مردم در میدان قریب به ۲۳۰ شب؟

در یکی از پیام‌های امام شهید، بر این نکته تأکید شده است که وحدت یکی از اصولی‌ترین مسائل ماست. ممکن است برخی تصور کنند که تأکید بر وحدت، صرفاً یک تاکتیک و واکنشی به شرایط و پیچیدگی‌های روز است؛ در حالی که وحدت باید از دل مبانی فکری و زیرساخت‌های اندیشه‌ای ما برخیزد.

به تعبیر رهبر شهید انقلاب، وحدت، حرز دفاعی و پیشران قدرت جامعه است. بنابراین، نباید آن را صرفاً به یک توصیه اخلاقی یا شعاری برای مقاطع خاص محدود کرد. وحدت باید در روابط اجتماعی و در سازوکارهای تعامل میان مردم نهادینه شود و به یک شبکه اجتماعی پایدار تبدیل شود.

در این مسیر، خواص اجتماعی، خطبا و افراد اثرگذار جامعه مسئولیت مهمی بر عهده دارند و می‌توانند در تقویت پیوندهای اجتماعی و تبیین مبانی وحدت نقش‌آفرین باشند.

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha